آخرین مقالات

میمون بی ادب
ارسال شده درچهارشنبه 27 تیر 97 1397-04-27 11:29:29
 یکی بود یکی نبود در یک جنگل بزرگ چند تا میمون وسط درختها زندگی میکردند در بین آنها میمون کوچکی بود به نام قهوه ای که خیلی بی ادب بود همیشه روی شاخه ای می نشست و به یک نفر اشاره میکرد و باخنده میگفت: اینو ببین چه دم درازی داره اون یکی رو چه پشمالو و زشته و بعد قاه قاه میخندید. هر چه مادرش...
خانم کاکلی و جوجه هایش
ارسال شده درچهارشنبه 27 تیر 97 1397-04-27 11:26:00
یکی بود یکی نبود توی جنگل کنار یک رود خانه درخت بزرگی قرار داشت که خانم کاکلی و جوجه هایش در آنجا زندگی می کردند هر چه زمان گذشت جوجه ها بزرگتر می شدند و به غذای بیشتری نیاز داشتند برای همین خانم کاکلی و آقای کاکلی با هم به دنبال غذا رفتند. جوجه ها تنها مانده بودند یک دفعه یک پروانه قشنگ پر زد و...