ببعي چاق و چله

ببعي چاق و چله

یکی بود یکی نبود. توی یک دهکده کوچک چند تا گوسفند کوچولو با یک چوپان مهربان زندگی می کردند. بین آن ها یک گوسفند کوچکی بود به نام ببعی.  ببعی کوچولو عاشق غذا بود و تنها کاری که در دنیا دوست داشت غذا خوردن بود و آنقدر غذا خورده بود که حسابی چاق و چله شده بود که حتی راه رفتن هم برایش سخت شده...
ادامه
روزي كه استخوان مريض شد

روزي كه استخوان مريض شد

استخوان حالش خوب نبود. همه جایش درد می کرد. با خودش می گفت من که دائما د استراحت می کنم از جایم حرکت نمی کنم پس چرا همه ی بدنم درد می کند. از فرق سرم تا نوک پایم تیر می کشد. از دکتر رفتن خوشش نمی آمد. مدتی در رختخواب خوابید و از این طرف به آن طرف غلطید اما بالاخره درد، کلافه اش کرد. مجبور بود...
ادامه
نهنگ ودريا

نهنگ ودريا

دریاچه آبی رنگه        توش ماهی و نهنگه   ماهی رو موج می شینه نهنگ اونو می بینه   می گه نهنگ پرزور یه وقت نری راه دور   شب که بشه، جای شام می خورمت هام و هام   ماهیه از روموجا می پره توی دریا  ...
ادامه
کودکان نوپا را چگونه سرگرم کنید!

کودکان نوپا را چگونه سرگرم کنید!

کودکان نوپا را چگونه سرگرم کنید! بازی با کودک کودک با شنیدن، بوکردن، دیدن و حس کردن اشیای اطراف خود می تواند به آسانی با دنیای بیرون ارتباط برقرار کند. برای این که کودک شما با محیط اطراف ارتباط مناسبی برقرار کند، به نکات زیر توجه کنید. برای آن ها کتاب بخوانید: کتاب هایی با عکس های جالب...
ادامه
شعر(حسني بي دندون شده)

شعر(حسني بي دندون شده)

حسنی بی دندون شده زار و پریشون شده بی احتیاطی کرده  حالا پشیمون شده با دندوناش شکسته  بادام سخت و پسته مک زده به آب نبات هی جویده شکلات قندونو خالی کرده  وای که چه کاری کرده دونه دونه دندوناش خراب شدن یواش یواش   تا خونه همسایه ها  می...
ادامه